گنج امام زاده ها

http://irantreasure.blog.com/wp-content/blogs.dir/00/07/40/98/7409892/files/aks/ganj1.jpg

همانطور که مشاهده میکنید ما در ایران بیشتر از تعداد خانه های مسکن مهر. امام

زاده داریم البته همه این امزاده ها امامزاده واقعی نیستن یک سریع از آنها که قدمت

بالاتری دارن و به صورت برج مانند رو دارند آتشکده بودند که با حمله عراب به ایران و با

وارد شدن دین اسلام به ایران تغییر کاربری دادند و آنجارو تبدیل به امازاده کردند و یک

سریع دیگر واقعا امامزاده واقعی هستند فعلا بحث ما در باره امامزاده هست .

چون مردم ایران به سختی دین اسلام رو پذیرفتن بنابراین بعد از اینکه اسلام وارد ایران

شد هنوز هم جنگ های داخلی با ایرانیان داشتند مخصوصا در شمال ایران. مازنداران

وبرای همینه که تو مازندران بیشتر امامزاده داره و در آن زمان بیشتر یاران پیامبر رو

اقوامش تشکیل میداد چون در آن زمان عراب ۹۰ درصد ازدواج هایشان ازدواج فامیلی

بود رو این حساب بود که وقتی به ایران میامدند و بین آنها و ایرانیانی که هنوز اسلام

را نپذیرفته بودن جنگ در میگرفت و چون ایرانیان از اندامی تنومند و قوی برخوردار

بودند به راحتی آنها را  شکست میدادند و میکشتند و یاران پیامبر هم قادر نبودن

جنازه هارو با خود حمل کنن همانجا آنهارو دفن میکردن و با گذشت زمان که مردم

کاملا به اسلام روی آوردند کم کم قبر آنها رو به عنوان شخصی که از جانب پیامبر و

فرستاده خدا بود را تبدیل به امامزاده میکردند . خوب تا اینجا درباره ساخت امزاده ها

بود حالا میریم سر اصل مطلب میدونید که مردم ایران وقتی که به دینی روی میارند

حاضرند به خاطر اعتقاداتشان جونشون هم فدا کنند در کل منظورم اعتقادات مردم رو

میگم رو این حساب شخصی نذرو نیاز میکرد مثلا مریضش درمان شه  … میامد

تعدادی سکه و هدایا نظر میکرد و آن را در امازاده مخفی میکرد مخصوصا در سقف

امازاده این یک نمونه است حالا خود شخصی که دفن بود هم با لباس و تجهیزات

جنگی دفن میشد.

ولی بار اصلی که خرج امازاده بود در زیر کفش کن در متراژ ۷۰ سانتی قرار میگرفت و

بعضی از مردم هم نذر خودشونو به خادم امامزاده میدادن و خادم هم آنهارو جمع

میکرد یک سریع رو خرج امام زاده میکرد اضافیشو در پشت امازاده به صورت تل در زیز

زمین دفن میکرد که اکثر امازاده ها رو برید ببینید داخل حیاط امامزاده به صورت تل

وجود دارد و یا حتی خود امازاده رو دستکاری کردن و روی خود تل بناش کردن

آتشکده ها در گنج یابی

http://irantreasure.blog.com/wp-content/blogs.dir/00/07/40/98/7409892/files/aks/ganj.jpg

آتشکده ها مکانی بودن مثل مساجد امروزی البته با این تفاصیل که در آن زمان به خاطر نبود بانک مردم اشیاء گران قیمت و اموال خودشون در هنگام سفر به شهرهای مختلف به آنجا به صورت امانت میگذاشتند در تمام آتشکده ها افرادی مثل خادم امروزی که در مساجد  هستند در آتشکده ها هم بودن ولی مردم آنهارو به اسم کاتب میشناختند که فردی صالح و مذهبی و امانت دار به حساب میامد البته در همان زمان هم کاتب ها به دو دسته تقسیم میشدند

۱- کاتب اعظم  که کارشون همان کاره کاتب معمولی بود ولی مخصوص درباریان بودن و امانات

دربار یان را نگه میداشتند

۲ – کاتب معمولی  برای مردم عادی بودن که  امانات مردم رو محافظت میکردند . هر دو کاتب وقتی از شخصی اموالش را به صورت امانت میگرفتند به او رسید میدادن تا وقتی که از سفر بازمی گشت دوباره رسید را میگرفتند و اجناس را تحویل میدادند و مردم هم به جای این عمل به آنها هدایا تقدیم میکردند . و در زمانی هم میشد که شخصی که وسایلش را به کاتب سپرده بود در راه سفر توسط دزدان یا از شدت خستگی راه و … تلف میشد وسایلش در همان جا باقی میموند تا اگه از اقوامش کسی آمد وسایل را تحویل بگیرد که هیچ در غیر این صورت همان جا میماند و دست نمیخورد و در قدیم هم به خاطر نبود جاده مناسب و فراوانی دزدان و شرایت نا مساعد آب و هوایی افراد زیادی در راها جان خودشونو از دست میدادند به همین خاطر اموال زیادی در آتشکده ها باقی میموند .

خوب حالا میریم سر اصل مطلب آتشکده هایی که مخصوص افراد عادی بود اموال کمتری در

مقابل آتشکده های مخصوص درباریان بود دارند .

خود کاتبها هم افراد ثروتمندی بودند بنابراین وقتی میمردند اجساد آنها را با ثروتشان دفن میکردند.

غیر از این که مردم برای سپردن وسایل با ارزش خود به آتشکده ها میرفتند محل مقدسی هم برای آنها بود و برای پرستش خدا هم به آنجا میرفتند و هدایایی هم از طرف خود اهدا میکردند .

حالا میپردازیم به بیو گرافی آتشکده ها .

در زیر تمام آتشکده ها یک اتاق مخفی وجود دارد که در عمق ۷ متری است و تمام وسایل امانی و هدایا در آنجا نگهداری میشد .

تمام آتشکده ها یک راه خروجی اضطراری دارند که در مواقع حمله دشمن بتونن  از آنجا فرار کنند.

قبر کاتب ها پس از فوت ۵۰ الی ۱۰۰ متر جلوتر آتشکده دفن میشد .

آتشکده هایی که در ارتفاعات بلند و نوک قله یا تپه بودن مخصوص درباریان بودند که جسد کاتبان را در آنجا  در همان فاصله البته با فرق این که در صخره جایی را میکندند و به صورت غار درست میکردند و آنها را در همونجا دفن میکردن و در غار را مهرو موم میکردند .

http://irantreasure.blog.com/wp-content/blogs.dir/00/07/40/98/7409892/files/aks/ates.jpg
در ضمن به خاطر همینه اکثر امام زاده هایی که قبلا آتشکده بودن و تبدیل به امامزاده شدن زیرشونو میکنن میبینن دفینه موجوده .

دفینه مخفی در غارها

معمولا در گذشته از غارها به عنوان سر پناه استفاده میشد و  جایی امن به حساب میامد که از گزند حیوانات و دشمنان در امان بود و حتی در مقابل حوادث طبیعی هم از استحکام بالایی برخودار بود و همین باعث میشد که نظر خیلی از پنهان کنندگان دفینه رو به خودش جلب کند و اکثرا پس از پنهان کردن دفینه در ورودی غار را پلمپ میکردند البته نوع دفینه گذاری در غارها با هم تفاوت زیادی دارد که نمونه آن در پایین ذکر شده 

شیوه های خاص برای پنهان کردن دفینه در داخل غارها 

  •  بعضی ها دم در ورودی غار ستونی را کار میگذاشتند و از ستون دو قدم به سمت داخل غار میرفتند و دفینه را در عمق 2.5 متری جاسازی میکردند .
  • و عده ای دیگر در خود غار تلی را درست میکردند و داخل تل دفینه را در عمق 3 متری جاسازی میکردند .
  • و سری دیگر به صورت چاهی در غار حفر میکردند و از کف چاه تونل میزدند به یک سمت دیگه و با گذاشتن یک تله فیزیکی آن را پنهان میکردند .
  • وعده ای دیگر در دیواره غاراتاقی مخفی درست میکردند و دفینه را در آن مدفون و در اتاق را پلمپ میکردند
  • و در نهایت عده ای یک قبر در وسط غار و یک قبر هم در روبروی در ورودی غار دفن میکردند که دفینه را داخل قبری که تو غار بود مدفون میکردند البته یک سری اشیائ ساده را در داخل قبر میگذاشتند و  دفینه اصلی را در یک متر زیر قبر در زیر اشیایی فرعی زیر سنگی بزرگ پنهان میکردند .
  • مهم: اگر در غار فلش به سمت بالای غار بود دفینه در طاق غار به صورت پلمپ شده مخفی است 
  • مهم : در غارهایی که به صورت دو راهی هستند شما فقط هر چی جلوتر هم رفتید و باز تعداد راه ها زایادتر شد فقط به سمت راست برید اینجور غارها دارای دفینه ای بزرگ و در ورودی این غارها تنگ است که حتی باعث میشود در اول راه شما به صورت سینه خیز یا نشسته و بعد از 10 متر کم کم به صورت ایستاده بتوانید بروید  و دروسط راه این غار ها به یک جای گنبدی شکل هم برمیخورید که باید راه خود را ادامه بدید که بعد از آن به شیب تندی میخورید که باید پایین بروید و……..

خط تصویری

روش نگارش هیروگلیف


Hieroglyph

هیروگلیف یا خط تصویری ، در اصل یعنی سپنتا منبت یا کنده کاری مقدس و ریشه در زبان یونانی دارد. علت این نام گذاری، آن بود که این روش نگارش بیشتر ویژه کاهِنان و رهبران مذهبی بوده است؛ چراکه آموختن آن دشوار و نوشتن آن نیازمند امکاناتی بود که معمولا مردم عادی از آن بی بهره بودند.

پیشینه کهنترین اثر یافته شده با خط هیروگلیف، به 3200 تا 3300 سال پیش از میلاد می- رسد و برابر سندهای موجود، مصریان باستان تا 3500 سال پس از آن نیز از این روش نگارش استفاده می کردند. تصویر زیر، از فرهنگ اینکارتا (انتشارات میکروسافت) گرفته شده و متعلق به آرامگاه شهبانو آمونهِرخِپسِف است.

http://img59.resimup.net/di/QRY5.png
روش نگارش هیروگلیف در مصر، شامل 700 تا 800 الفبای تصویری بود و هر چه که علاقه به نوشتن متن های مذهبی اضافه می شد، بر تعداد آنها نیز افزوده می شد. مصریان، هیروگلیف را از راست به چپ و از بالا به پایین می نوشتند و همچون سایر خط های باستانی، در متن های ایشان نیز خبری از نقطه ، فاصله و آیین نگارشنبود.

الفبای تصویری مصریان را می توان به دو گروه عمده نقسیم نمود.

1) آوانشان، الفبایی که آواها را به نمایش در می آورد. در زیر، تعدادی آوانشان به همراه معادل آنها در الفبای لاتین و نیز آوانِگار هریک به نمایش در آمده است

http://img3.resimup.net/di/Z9T6.png

شاید این پرسش پیش آید که مثلا چرا باید یک بیضی، آوانشان صدای /ر/ و یا یک خط افقی زیگزاگ، آوانشان صدای /ن/ باشد و…؟ پاسخ این است که هر یک از این آوانشانها، پیشتر نمایشگر جانور یا چیزی بوده اند که به تصویر می کشند، اما به تدریج تغییر کارکرد یافته اند. برای نمونه، img/daneshnameh_up/2/24/Heiroglif_lips.png در اصل، نماد دهان (r’i) بوده و img/daneshnameh_up/4/44/Heiroglif_water.png نیز دیس واژه آب (nu) بوده است. این دو نشان و بسیاری دیگر از دیس-واژگان به تدریج تبدیل به آوانشانِ حرف نخست خود شده اند.

2) چُمنگار الفبایی که چیز، یا اندیشه ای را به نمایش می گذارد

http://img67.resimup.net/di/HW33.png

نکته مهم: چنانکه می بینید، سه خط عمودی کنار هم، نشانه جمع و یک خط عمودی، ”نشانه ی دیس واژه“ است. به اینچنین نشانه هایی در زبان هیروگلیف که نه چمنگارند و نه آوانشان، و تعیین کننده دسته ای است که واژه بدان تعلق دارد، ”determinative“ گفته می شود. بد نیست بدانید که گاهی برخی آوانشان ها، نقش آوایی خود را از دست داده و نقش determinative به خود می گیرند.
شاید دشوارترین بخش خواندن متن های هیروگلیف، تفسیر نشانه ها، چمنگارها، و آوانشان هایی است که پشت سرهم و بدون فاصله آمده اند. در تصویر بالا دیدید که دوپای در حال حرکت، معنای راه رفتن را می دهد. اکنون ببینید که ترکیب این چمنگار با دیس واژه های دیگر، چگونه معنای ”راهنمایی کردن“ و ”نزدیک شدن“ می دهد:

img/daneshnameh_up/1/13/Heiroglif_sample.png

گفتیم که آموزش و نگارش هیروگلیف کاری دشوار بود. به همین دلیل مصریان خطی نو را بوجود آوردند که تنها فرق آن با هیروگلیف سنتی، ساده تر شدن دیس واژه ها بود. نام این خط جدید ”hieratic“ یا خط کاهنی بود و برخی آنرا ”سرِهم یا شکسته ی هیروگلیف“ می دانند. این خط را، بر خلاف هیروگلیف سنتی که بیشتر بصورت کنده کاری و بنای یادبود بکار می رفت، با قلم نی بر روی پاپیروس می نوشتند. در زیر، نمونه ای از این خط را با هیروگلیف سنتی مقایسه کنید:

img/daneshnameh_up/2/2f/Heiroglif_Newer.png

در قرن هفتم پیش از میلاد، مصریان خط تازه ای اختراع کردند که از روش نگارش کاهنی (hieratic) نیز آسانتر بود. این روش نگارش، ”خط همگانی“ (demotic script) نام داشت. از آن تاریخ به بعد، مصریان از خط هیروگلیف سنتی، برای منبت کاری روی ساختمان، جواهر، و اسباب خانه استفاده می کردند؛ خط کاهنی را برای متن های مذهبی و خط همگانی را برای متن های تجاری و ادبی بکار می بردند.
در پایان، این را هم بگویم که خط هیروگلیف، به شکل های دیگر، در میان مردمان باستانی دیگری، چون سرخپوستان اولمِک ، مایاها، برخی از مردم چین باستان، و برخی مردمان ساکن میان رودگان «بین النهرین)، نیز استفاده می شده است.

چگونه باید بفهمیم که کدام آثار و علائم نشانه دفینه است؟

گزیده ای از بخش آغازین

کتاب چشم طلایی

 

چگونه باید بفهمیم که کدام آثار و علائم نشانه دفینه است؟

 تقریبا در هر منطقه از کشورمان آثار و علائم حک شده بر روی سنگها را به شکلهای مختلف مانند نمادها، خطوط ، متن و عکس ها از موجودات زنده میتوان یافت . به این ترتیب یافتن معنی و مفهوم آثار بجا مانده از تمدنهای گذشته سالها مورد بحث و بررسی باستان شناسان قرار گرفته و در بعضی از آثار و علائم به نتیجه هایی هم رسیدند. نمیتوان تمام این آثار و علائم بجامانده از تمدنهای گذشته را نشانه گنج ودفینه دانست و این کاملا اشتباه است که هر علامتی نشانه گنج است. بسیاری از این آثار و علائم نشانه گنج نیست و مساله ایی که ما باید به آن توجه کنیم این است که کدام یک از این آثار وعلائم یقینا نشانه دفینه است . فراموش نکنیم اون شخصی که دفینه را گذاشته  یه جوری گذاشته که بجز خودش کس دیگری نتواند محل دفینه را پیدا کند . می خواهم به شما بگویم که منطق ساخت نشانه ها اینگونه است .  پس چگونه این علائم حل خواهد شد؟ ما در زیر سعی خواهیم کرد به صورت خلاصه جواب این سئوال را بدهیم     

اول از همه به موضوعات زیر توجه کنید!

۱- منطقه ایی که نشانه وجود دارد باید آثاری از زندگی کردن انسانها در گذشته وجود داشته باشد

۲- سنگی که رویش حکاکی شده باید ثابت و بزرگ باشد

۳- سنگ نگاره ها باید بصورت برجسته یا فرو رفته باشد

۴- نشانه ها باید بصورت عمیق و ضخیم باشد

۵- در همان محدوده یک و یا چند ارتباط معنی دار وجود داشته باشد

۶- سنگی که رویش حکاکی شده باید محکم و مقاوم در برابر بلایای طبیعی باشد

۷- نشانه ها نباید روی سنگ، چسیبده به آب باشد(کسی در کنار آب گنج مخفی نمی کند)

آثار و علائمی که این خصوصیات را داشته باشد احتمالش زیاد است که نشانه دفینه باشد . علائمی که این خصوصیات را نداشته باشد روی آن وقت خود را تلف نکنید

برای حل نشانه ها قبل از همه باید دانش تاریخی داشته باشید ، یاد گرفتن تاریخ محل نشانه ،خصوصیات نمادها را دانستن ، (مثلا یک مار :خصوصیات یک مار سر نخ است) مکانهایی که بر خلاف جغرافیای طبیعی منطقه باشد مانند ، چاله ها ،خاک ریزها ،
واز همه مهمتر با روشهای باستان شناسی راه حل ها را جستجو کرذه و زودتر به نتیجه می رسیم

حال برای خواندن ادامه مطلب و کسب اطلاعات بیشتر می توانید با تهیه و خرید کتاب، به این امر دست یابید

 

بدون شرح!!

پاسخ به سوالات شما (6)

        پاسخ به سوالات کاربران:

سوال پرسیده شده توسط : نورالدین

این پکیچ شما درباره چه مسائلی است؟ منظورم اینه که درباره ی تله ، طلسم یا هر چیزی دیگری می باشد؟ با تشکر

———————————————————————

پاسخ:

با توجه به انبوه سوالات دوستان گرامی پیرامون مطالب پکیج مقدماتی آموزش علوم باستانی، باید عرض کنم که این پکیج که در قالب یک نرم افزار مولتی مدیا بوده، شامل بخشهای زیر می باشد:

1- خلاصه 2730 سال تاریخ ایران (سلسله ها، شاهان و رویدادهای مهم)
2- سکه شناسی (آلبوم منتخب سکه ها + توضیحات)
3- آیین و روش تدفین مردگان در مذاهب کهن (عکس و توضیحات)
4- آلبوم تصاوبر سنگ نگاره ها، اشیاء باستانی، اماکن باستانی و …
5- فیلمهای مستند آموزشی علوم باستانی و گنج های پنهان و …
4- آثار و علائم دفینه و تفسیر هر یک از سنگ تراشه ها و سنگ نگاره های:

خوک – اسب یا اسب سوار – شتر – شیر – لاک پشت – مرغ – مرغابی یا اردک – عقاب – مار – عقرب – گوزن – ماهی – زن – سنگ آسیاب – شمشیر -  کمان -  گل – تیر یا پیکان – خورشید – رد پای انسان – دست – مثلث – مربع – دایره -  کاسه (جوغان)

مفهوم علائم دفینه (علامت و نشان عقرب)

علامت و نشان عقرب

عقرب نشانگر راه حل بوده تا در ادامه کار ، بهترین راه را انتخاب نماییم!

براي حل علامت عقرب بايد خصوصيات اين را خوب بدانيد. يكي از خصوصيات عقرب زهردار بودن و خطر آفرين بودنش است . به خاطر همين دفينه ايي را كه مي خواهيد پيدا كنيد رويش زهر ريختند يا تله فيزيكي دارد . در اين نوع حفاری باید بسیار مراقب بود. دفينه ايي است كه با دشواري و زحمت زياد مي توانيد آن را پيدا كنيد. دفينه عقرب در استخر ،چاه هاي آب و يا در انبار هاي زير زميني نزديك علامت است .اگر عقرب داخل غار است در اين صورت گنجينه اش در انتهاترين قسمت غار است. دنبال سنگي بگرديد كه بتواند زيرش لانه عقرب باشد. گنجينه مي تواند زير اين سنگ باشد . در اطراف و در زير زمين مي تواند اطاق كوچكي هم باشد. ديده شده است كه عكس ونماد عقرب در معني هاي مختلفي استفاده شده. كارهايي كه با سختي و زحمت زياد انجام شده عكس عقرب در اينجا موجود بودن يك خطر بزرگ را خبر مي دهد
مخصوصا در آسياب، استخر،چاه، غارها، انبارهاي زير زميني خيلي زياد با خطر مواجه مي شويد .تمام حوادث علائم ونمادها بطور كلي بايد بررسي شود وبعد از اينكه تله فيزيكي را از كار انداختيد جستجو را شروع كنيد. اگر عقرب تنها باشد نشانه دفينه و خطر است. عقرب يك علامت نادر و يكي از نمادهاي مسيحيان است . و در سنگ قبر كساني كه در خردسالي مي ميرند نيز مي تواند ديده بشود
عقرب با دم و يا مسيري را كه نگاه مي كند مي تواند جهت را نشان بدهد . عقرب يكي از علامتهاي مهم راه زنان است

هوم

هوم نام نوعی شراب است که از گیاهي موسوم به هوم بدست می آید و بنا به
برخی روایات، زرتشت با نوشیدن آن، در حالت خلسه به الهاماتی دست یافت.

هوم نامِ
نوشابه‌ای مقدس بود که دینداران زرتشتی در زمانهایی ویژه می‌نوشیدند. همچنین هوم در
زمان ساسانیان نامِ معمولی اشخاص بوده‌است. در هوم یشت از پارسایی بنامِ هوم نام
برده شده که به ظنِ ابراهیم پور داوود می‌توان وی را از پیامبرانِ پیش از عهدِ زرتشت
شمرد.

بررسی ریشه واژه هوم

هوم را در زبان اوستایی هَئومه haoma می‌گفتند. این نام در زبانِ
سانسکریت سومَ suma بوده‌است.

هوم چیست؟

موبدانِ عهدِ ساسانی بر این باور بودند که این
گیاه انسان‌های پاک را می‌تواند به جهان دیگری رهنمون شود، چنانکه کرتیر موبد
بلندپایه زرتشتی با نوشیدن این نوشابه به دیدار جهان پس از مرگ رفت. از اینرو
امروزه می‌انگارند که شاید این نوشابه را از گیاه شاهدانه به دست می‌آورده‌اند. تا
کنون بطورِ یقین نمی‌توانیم هوم را با یکی از گیاههای معروف در علمِ گیاهشناسی
مطابق کنیم.

هوم در دنیای مینوی ایزد است و در گیتی
گیاه است و درمان بخش است. هوم آسمانی، پسر اهورا مزدا است. فشردن این گیاه (کوبیدن
در هاون برای به دست آوردن شیره گیاه) نوعی قربانی غیر خونین است. قربانی شدن او
موجب شکست شر است. او ایزدی است که در مراسم قربانی، قربانی می‌شود تا مردم به
زندگی برسند.

مراسم هوم

مراسمِ هوم از مهم‌ترین مراسمِ مزدیسنا است و با آدابِ شست و شوی
خاصی با سرودِ اوستا در مقابلِ مجمرِ آتش، پنج تا هفت ساقه از هوم با قدری آب زور و
شاخه‌ای اورورام در هاون فشرده شده و قطراتِ حاصل از این مراسم را که از گیاهانِ
فشرده شده بدست آمده پراهوم می‌گویند. در اوستا، یشتِ کوتاهی برای هوم سروده
شده‌است. هوم و شیره یا افشره آن، خاصیت‌هایی دارد که موجب رویکرد مردمان به آن شده
است. افدرین یا آندرنالین گیاهی موجود در آن خاصیت تسکین‌بخشی به هنگام درد دارد و
نوعی مسکن طبیعی و نیرومند است. برخی پژوهشگران نیز گمان داده‌اند که منظور از
دارویی که در داستان زایش رستم به یاری سیمرغ برای بیهوشی و شکافتن پهلوی رودابه
بکار رفته، هوم بوده است. نوشیدن افشره هوم که طبیعتی سرد دارد، موجب نوعی سرخوشی و
شادی و احساس توانایی بیشتر می‌شود. نوشیدن مقدار زیاد یا غلیظ از افشره هوم، موجب
تنگی عروق، بالارفتن فشار خون و سرگیجه و خواب‌آلودگی شدید می‌شود.
برای تهیه افشره هوم، مقدار کمی از ساقه‌های تازه یا خشک آنرا با
اندکی آب در هاون می‌ریزند و می‌کوبند. برای بهترین نتیجه، معمولاً کوبیدن را تا
چند روز و با فاصله‌های چند ساعته تکرار می‌کنند. سپس عصاره به دست آمده را بار
دیگر با میزانی از آب یا شیر رقیق می‌کنند تا نسبت نهایی نوشیدنی آماده شده، برابر
با دو تا پنج در هزار باشد. یعنی دو تا پنج گرم ساقه هوم برای یک لیتر
نوشیدنی.

تدفین در دوره اشکانی

چکیده


عقیده به معاد نگاهی بود که مردم  به مرگ داشتند و  این یک اصل مشترک و  واحد بین همه آدمیان در  تمام دورانها و در سرزمینهای مختلف بوده است .در جوامع اولیه  تصور روح و روان بسیار مبهم  و  پیچیده است . بشر نخستین اجداد  و اموات خود را می پرستیدند و  این پرستش نیاکان خالی از فکر بقایای روح نبود .ادامه و  باقیمانده این باورهای دینی یکی از جریانهایی است که در تدفین های تابوتی  و  خمره ای  و …   دخیل بوده است .

نوع تدفین در هر سرزمین و در  هر دوره  تاریخی همواره  نشانگر نوع عقاید ،آداب ، رسوم ،سنتها  و  باورهای  یک  قوم یا مردم آن سرزمین بوده است مطالعه تدفین در بررسی ها و مطالعات مربوط به مردم شناسی و  شناخت جوامع ابتدایی و  تاریخ تحولات آن بسیار موثر   است.  زیرا در طول تاریخ ، مرگ عامل مرموز و ناشناخته ای برای بشر بوده است که تنها راه شناخت و تجربه آن ، خوابها و خرافه ها ،داستانها  و افسانه های خودساخته  مردمان  بوده است. 


مقدمه:

 تدفین درگذشتگان  بخشی از فرهنگ معنوی یک قوم محسوب می شود .قبل از روی کار آمدن پارتها در  قلمرو سرزمین  ایران شاهد انواع شیوه های تدفین هستیم که از جمله آنها می توان به  شیوه تدفین تابوتی اشاره نمود .از دیگر شیوه های رایج ساخت آرامگاههای سنگی است .که نمونه آن را می توان در   پاسارگاد  و مربوط به کورش بنیانگذار سلسله هخامنش دید .از دیگر شیوه های تدفین دوران هخامنشی می توان به آرامگاههای صخره ای با تابوت های سنگی شاهان در نقش رستم  و تخت جمشید اشاره نمود . با انجام مطالعات گسترده علمی مشخص گردیده است که پارتها نیز از شیوه تدفین تابوتی استفاده نموده اند ،که نمونه آن را در محلهایی چون کنگاور ، سنگ شیر همدان ،جزیره خارک ، دورااراپوس ،اروک ،سلوکیه ، نسا، پالیمر  و… می توان ملاحظه نمود. هنگامی که این قوم در سراسر ایران پراکنده شدند ، ابتدا با شیوه سنتی خود (در دشتهای قره قوم)،مردگان را  با  لباس  و لوازم شخصی و خوراک  در  صخره ها  و  قبور سنگی دفن می نمودند که نمونه این تدفین ها  در مناطقی  چون کنگاور، گرمی germi   می توان مشاهده نمود  به جهت تاثیرات فرهنگ هلنی  در ایران اشکانی شاهد حضور یک رسم یونانی یعنی قرار دادن سکه یا کلید در زیر سر یا دهان مردگان هستیم .در  شهرهای بزرگ و معابد ،مردگان را به سبک دوره ایلامی بر  روی سکوها در دخمه ها ی عمیق می نهادند و  در   کنارشان چراغ روغن سوز  قرار می دادند . ( رومن گیرشمن به  وجود دخمه های زیر زمینی در شوش با همین اشکال اشاره دارد ) (علاوه براین از دخمه ای زیر زمینی با تابوت های مجلل سفالین مربوط به  دوره  اشکانی و  الیمایی در شوشتر استفاده شده است ) علاوه بر تابوت در این دوران از گور خمره های بزرگ  و  کوچک جهت دفن مردگان استفاده شده است .سابقه تدفین گور خمره ای در ایران به هزاره سوم قبل  از میلاد  باز میگردد .که در  تپه گیان نهاوند ،شوش  و هفت تپه و … شاهد دفن کودکان در خمره های کوچک سفالین هستیم .تاکنون دلایل متعددی برای استفاده از  خمره جهت دفن افراد مطرح شده است برخی دلایل، تنگناهای اقتصادی را علت این موضوع عنوان می کنند  و  خمره را جایگزینی برای  تابوت میدانند  ، و  عده ای معتقدند که حفاظت از میراث درگذشتگان   و  جلوگیری از فساد جسد دلیل اساسی این  روش  بوده است . در این مقاله انواع روشهای تدفین اشکانی را  براساس  یافته های باستان شناسی مورد بررسی خواهم داد ، منتظر باشيد.

مفهوم علائم تاریخی

علامت صلیب شكستهبه آن گردونه مهر نیز گفته می
شود.قدمت آن به سالهای پیش از هخامنشیان دارد و در واقع نمادی آریائی
است.این سمبل بر خلاف نظر بسیاری از مردم نشان صلح و توازن است كه
متاسفانه بسیاری، شاید بخاطر استفاده هیتلر از این نماد برای حزب خود دچار
اشتباه می شوند.تقریبا به جرات می توان گفت كه این نماد در سراسر دنیا
پخش از امریكا و افریقا گرفته تا حتی استرالیا .ضمنا هندی ها نیز این
سمبل مقدس را نمادی برهمائی می دانند.اما شاید علت پراكندگی این نماد در
تمامی تمدنها این است كه آریائیها پس از ورود به فلات ایران دو قسمت شدند و
عده ای از آنان به سمت اروپای امروزی رفتند و همین امر هم موجب پراكنده
شدن این نماد شد.به عكس زیر دقت كنید كه مربوط به قاره افریقا كشور غنا
می باشد.

 این مورد مربوط به خرابه های متروكه ای مربوط به قرن
12 در اتیوپی امروز است.
گردونه مهر  یا همان صلیب شكسته، چلیپا ئی است
با شاخه‌های ۹۰ درجه به سمت راست یا چپ است. که
معمولاً با جهت افقی یا گوشه‌هایی با زاویه ۴۵ درجه می‌باشد. در شکل هندی
نقطه‌هایی در هر ربع آن قرار می‌دهند.
واژه سواستیکا swastika از زبان سانسکریت آمده  و آمیزه‌ای از سو یعنی خوب و
خوش
+ استی یعنی هستی و استی، می‌باشد؛ یعنی، خوش بختی و نشان خوشبختی. در
ایران
باستان چنین نشانه‌ای را «گردونه
مهر» می‌گفته‌اند

این هم از تمدن
هندو كه در موزه بریتانیاست.

و این هم گردنبندی

از جنس طلا كه در گیلان پیدا شده و حدود 1000 سال قبل از میلاد قدمت داشته و

در موزه ایران باستان نگهداری می شود.

و نهایتا کاوش های انجام شده در  بخش

تاریخی  در سیستان و

بلوچستان،‌ بیش از 100 ظرف سفالی به دست آمد که روی آن نقش صلیب شکسته

دیده می شود و نشان می دهد که این نقش در هزاره سوم و چهارم پیش از میلاد

متعلق به ایرانیان باستان و نماد چرخه زندگی و برکت بوده است.

نقش صلیب

شکسته روی ظروف سفالی و … پیدا شده در اسپیدژ یا همان منطقه باستانی

سیستان و بلوچستان،‌ 4 بز را نشان می دهد که شاخ هایشان را

به علامت «+» به یکدیگر ساییده اند. نحوه کنار هم قرارگیری شاخ این بزها،

تداعی گر گردونه حیات یا صلیب شکسته است. نقوش تکامل یافته تر این نماد در

هزاره اول پیش از میلاد و در دوران اشکانی و ساسانی دیده می شود.

جهت کسب اطلاعات بیشتر و کاملتر منتظر پکیج مقدماتی ما باشید.

پاسخ به سوالات شما (3)

پاسخ به سوالات
کاربران:
سوال پرسیده شده توسط تومروس:

در
منطقه ای 34 سال پیش بر اساس یک اتفاق طبیعی و نشت آب یک عدد زاغه که در
سینه تپه ای که در جلوی تپه دو دره دو رودخانه را به هم وصل کرده و در این
نقطه رودخانه یکی میشوند و در روبروی همان زاغه، آنسوی آب هم یک
شیر سنگی به آنجا نگاه می کرده (که آن را از بین برده اند) و از
آن زاغه مقادیری سفال و سرامیک رنگی (با توجه به شکسته های بجا ماند) برده
اند. ضمنا
از آن وقت به بعد با توجه به حفاری های متعدد دو زاغه خالی ديگر پیدا شده
است، آیا اینجا زاغه دیگر و
یا اشیای دیگری میتواند وجود داشته باشد؟ و به
نظر شما در کدام سمت می تواند باشد؟

پاسخ:

دوست عزیز، در چنین مکانهایی که دو رودخانه یا دو آب بهم
برخورد می کنند، میتواند محل قرار دادن دفینه و پنهان نمودن اموال حاکم
باشد و معمولا در روبروی آن، یعنی آنسوی آب نیز نشان سلطنتی وجود دارد و
جلوی درب ورودی آن را هم با تخته سنگهایی که بصورت ایستاده بوده، و بسته
مسدود نموده اند. البته در بسیاری از موارد، این مکانها دارای بیش از یک
تله فیزیکی می باشند و ضمنا باید دارای چهار اتاقک باشد که دو تا از آنها
خالی و دو تا نیز پر می باشد که در یکی از آنها ظرف و ظروف و در دیگری سکه و
طلا و جواهرات سلطنتی وجود دارد و …

حال اگر کمی
تحمل نمایید، بحث مفصل تر این مورد را نیز، در مولتی مدیای مقدماتی ، به صورت
مستند توضیح خواهم داد.

اسرار باستان (1)

اسرار باستان (1)

جمجمه ای که با این حالت خاص و عجیب، مشاهده می نمایید، در یکی از حفاریها به همین صورت، عینا کشف گردیده است.
حال با توجه به تصویر فوق، به نظر شما، آیا این عکس نمایانگر مطلب یا پیامی خاص می باشد؟
لطفا پاسخ های خود را با ذکر دلایل و مستندات، در بخش نظرات گذاشته، تا با نام یا نشان کاربری شما، عینا در ادامه مطلب درج گردد.
توضیح اینکه تمامی پاسخهای شما عزیزان بدون کم و کاست، درج می گردد و پس از یکهفته در ذیل همه پاسخها، نظریه و پاسخ کارشناس مربوطه به همراه دلایل و … درج خواهد شد.

پاسخ به سوالات شما (2)

پاسخ به سوالات کاربران:

سوال پرسیده شده توسط مهرداد:

سلام
آیا همچین چیزی وجود داره که خود سنگ قبر دارای علامت باشه که نشون بده اون قبر بار داره. اخه من از یکی شنیدم. نزدیک محلمون هم یک روستا قبرستون خیلی قدیمی داره حتی میگن از اولین قبرستان های مسلمین در ایرانه روستای xxxxx شهرستان xxxxx ممنون میشم راهنماییم کنین
(به ایمیلم) .


پاسخ:

من از شما می پرسم که اگه دور از جان شما و خانواده محترمتان، مثلا یکی از نزدیکانتان فوت کند حاضرید با ایجاد علامت کاری کنید که قبر اون خدا بیامرز در آینده حفاری بشود و … نتیجه اینکه در طول تاریخ و در هیچ دین و مذهبی اجازه نبش قبر نداشته اند و این کار را گناهی نابخشودنی می دانسته اند و اگر هم در تدفین افراد متمول و یا افراد بالای جامعه، لوازم شخصی و هدایایی گرانبها، قرار می دادند به این خاطر بود که اعتقاد به رستاخیز داشتند و فکر می کردند فرد مزبور در آینده دور یا نزدیک برخاسته و به همراه خدای اموات می رود و زندگی جدیدی آغاز می کند! لذا برای اینکه در زندگی جدید دست خالی نباشد این کار را انجام می دادند و به همین خاطر نیازی نبود که علامت بگذارند تا کار سارقان را آسان تر نمایند!! یا برای روز مبادا خودشان به سراغ آنها بروند!! .
باید متذکر شوم که فقط قبر هایی علامت داشته که متعلق به فردی باشد که برای علامت و تکمیل نسخه یک دفینه، او را کشته باشند که بحث مفصلی دارد و اگر کمی تحمل نمایید در مولتی مدیای آموزشی به شرح آن خواهم پرداخت.

دانستنیهای باستانی (مارلیک)

احضار اموات باستان

( مارلیک )

نزديك به 46 سال از كشف اشيايي گذشت كه روايت
تازه‌اي
از تاريخ ما دادند.

آنها در آرامش بودند؛ 3 هزار و خرده‌ای سال در آرامش و همه در کنار هم. تا
اینکه چراغعلی کتله‌ای در زمینش به جای سنگ و کلوخ، طلا پیدا کرد. برق آن
تکه طلای ناب، چشمش را گرفت.

روستایی بی‌خبر از همه‌جا روانه بازار شد و با فروش آنچه در زمینش پیدا
کرده بود، سیل حفاران و قاچاقچیان را روانه آنجا کرد.

تصور آنچه ممکن بود در این زمین پیدا شود، آنها را به جان تپه انداخت.
کندند و پیدا کردند و بردند. تا آمدن دکتر عزت‌الله نگهبان و همراهانش، دو
سوم دفینه‌های این تپه باستانی غارت شده بود.

آنها در آرامش بودند تا وقتی کسی جایشان را نمی‌دانست. همه در کنار هم در
سرزمین خودشان؛ مارلیك

 جام زرین مارلیک

        این گاوهای
بالدار در حال بالا رفتن از درخت زندگی هستند. هنرمند مادی سر این گاوها را
از دل ظرف طلایی بیرون آورده ! سر این گاوها را با این همه ظرافت و زیبایی
از ظرف بیرون آورده و تنها گوش آنها را بعدا به سرشان پرچ کرده؛ کاری که
پس از 3 هزار سال، با این همه امکانات تنها از دست قالب برمی‌آید و بس. بین
جام‌های کشف شده، این جام بی‌نظير است و اوج هنر چکش‌کاری مارلیکی‌ها را
نشان می‌دهد.
در کف جام زرین مارلیک، یک گل تزئینی و در وسط گل، یک خورشید نقش شده است.
بد نیست بدانید …
تپه مارلیک یکی از 5 تپه باستانی است که
در دره گوهررود در اطراف رودبار واقع شده‌اند؛ دره‌ای خوش آب و هوا که برای
سال‌ها محل سکونت اجداد ثروتمند گيلاني‌ها بوده. تپه‌های زینب بیجار،
پیلاقلعه، دوربیجار و جازم کول، بقيه این تپه‌ها هستند
در
پاييز سال 1340ش، هياتى به سرپرستى دکتر عزت‌الله نگهبان جهت بررسى و تحقيق
عازم منطقه رحمت‌آباد رودبار شد. اين حفارى که به مدت 14 ماه از پاييز
1340 تا آخر پاييز1341 ادامه داشت، منجر به پيدا شدن 53 آرامگاه به طور
منظم و پراکنده در سطح تپه شد. این  آرامگاه‌ها عموما از سنگ و گل ساخته
شده بودند.
در ساخت اين آرامگاه‌ها از تخته سنگ‌هاى بزرگ طبيعى
که در سطح تپه وجود داشته، استفاده ‌شده. در بعضى قسمت‌ها هم از سنگ‌هاى
زرد رنگى استفاده شده که از 15کيلومتر دورتر و از دره گوهررود به اين محل
انتقال يافته‌‌اند.
حفاری تپه مارلیک برای دکتر نگهبان و
همکارهایش یک دردسر بزرگ بود. از درگیری‌ها و بی‌مهری‌های اهالی روستا که
به تحریک قاچاقچی‌ها انجام می‌شد، تا تهمت‌ها و دردسرهایی که باعث و
بانی‌اش مقام‌های دولتی بودند و به دادگاهی شدن دکتر و همکارهایش کشید؛
دردسری بزرگ که به نتیجه‌اش می‌ارزيد.
در گذشته، تپه مارلیک
محل زندگی مارها و موش‌ها بود و بعضی معتقدند این محل به این خاطر مارلیک
نام گرفته. بعضی‌ها می‌گویند مارلیک تغییر یافته مارد لیک به معنای قوم
مارد است
از این منطقه تعداد زیادی ظروف و اشیای سیمین و
زرین به دست آمده که نشانگر ثروت فراوان ساکنان آن است. قدمت این آثار به
حدود 3 هزار سال پيش يعنى اواخر هزاره دوم و اوايل هزاره اول پيش از ميلاد
مسيح مى‌رسد.
ماردی‌ها – اقوام ساکن مارلیک – مردگان‌شان را
با لباس رسمى و تزئينات کامل روى تخته سنگ و به پهلو قرار مى‌داده‌اند. در
اين حالت زانوها اندکى خميده مي‌شدند. همراه مردگان،
ظروف
تشريفات مذهبى، مجسمه‌ها، زيورآلات، اسلحه، ابزار و ادوات، ظروف و ادوات
آشپزخانه، مدل و نمونه ادوات مختلف و اسباب‌بازى کودکان دفن مى‌شد. اين امر
نمايانگر هويت و حرفه صاحب آرامگاه و عقايد مذهبى اقوام ساکن در محل بود.
به جز اين اشيا، آثار و ادوات جنگى از جنس مفرغ مانند: خنجر،
پيکان، سرنيزه و نيز وسايل تزئينى مانند: گوش پاک‌کن، ناخن پاک‌کن،
گوشواره‌، دستبند، گردنبند، پيشانى‌بند، موبند، سنجاق سر
و
همچنين ادوات و وسايل مورداستفاده نظير ظروف، دوک نخ ريسي، ديگ، ملاقه، سيخ
کباب، ظروف سفالين، پيکرک‌ها و مجسمه‌هاى سفالين و فلزى در مارليک يافت
شده‌اند. وسايل رزمى مانند: خنجر، شمشير، سرنيزه، سرگرز، مچ‌بند، بازوبند
رزمي و تيردان مفرغى بیانگر جنگجو بودن این اقوام است.

یکی از
کشفیات مهم این تپه، 2 مهر استوانه‌ای است که روي آنها به خط میخی نقش شده
است. این مهرها به باستان‌شناسان برای تشخیص خط و تاریخ  مارلیکی‌ها بسیار
کمک کرده است.
در تپه مارلیک آثار مفرغی، موزاییک و بدل چینی،
مجسمه‌ و مهر یافت شده است.

خرس نشسته

این موجود
عجیب و غریب یک خرس سفالی است که مثل آدمیزاد نشسته تا آدمی رغبت کند و از
دهان ناودانی شکلش چیزی بنوشد. گوش‌هایش سوراخ شده و دستانش 4 انگشت دارد .


نیم تنه طلایي

آن 2 دکمه
برجسته، لباس تشریفاتی و تاجی که بر سر این مرد طلایی است، خبر از خاص بودن
شخصیت او می‌دهد. او یک سلطان است؛ یک سلطان با گوشواره‌ای بر گوش که با
احترام دست به سینه و ظاهرا در حال نیایش است.

 افسانه طلایی

آن پایین بز
تازه متولد شده در حال شیر‌خوردن است. کمی بالاتر بزرگ‌تر شده و شاخ
درآورده و در حال خوردن برگ‌های درخت است.در ردیف سوم گراز و ترس از او
وارد زندگی‌اش شده و بالاتر، لاشخورها مشغول تکه پاره کردن جسد او هستند و
در نهایت موجودی شبیه جنین، نشانه تولد دوباره و زندگی دوباره است. در بین
آثار کشف شده، صحنه شیر خوردن یک حیوان تازه متولد شده، بسیار کمیاب است.
نقش گراز هم چندان در هنر دنیای باستان دیده نشده و کارشناسان معتقدند که
ممکن است این نقش منحصر به هنر ایران بوده باشد. مشابه لاشخورهای این جام،
در نقش برجسته‌هایی که از شوش به دست آمده دیده می‌شود.

Be a Fan of freeblog.biz :) Like us at Facebook, thanks.

Powered By | Blog Gadgets Via Blogger Widgets